مدح خوانی
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن0
بازدید26
در ازل عالم که گرم کار شد گرم گردش عالم دوار شد حق قلم زد عشق را شد دایره حب حیدر نقطهی پرگار شد خلق عالم را خدا تفویض کرد یا علی گفت و علی معمار شد کعبه آخر دید صاحب خانه را سینه چاک حیدر کرار شد زیر پای مرتضی دُر شد ببین سنگ بیمقدار با مقدار شد شد پر از یوسف خریداران نجف مرتضی چون وارد بازار شد دشمنش هرگاه عزم رزم کرد تا علی برخاست تار و مار شد دشمنش در جنگ هم بیآبروست عمرو عاص از ترس بیشلوار شد ذوالفقار را گردن من را ببوس در رگم نام علی تکرار شد مرگ اما قصد جانم را نداشت امر چون بود از علی ناچار شد پیشمرگ مرتضی عمار بود جان نثارش میثم تمار شد ما که جا ماندیم اما قنبرش پادشاهی یافت خدمتکار شد غاصب اول نه یار غار بود غار را میجست اما عار شد اولی و دومی و سومی کار دین از این سه ناهنجار شد یک الف فرق است بین خیر و شر این عُمر شد آن یکی عمار شد ای بنازم نخل صبح انتقام بهر آن ملعون طناب دار شد خواب دیدم روی کعبه در اذان نام حیدر دائما تکرار شد راه ما هموار شد با مرتضی بی ولایت راه ناهموار شد اینکه ما را محض زهرا میخرد معنی الجار ثم الدار شد حب مولا مثل رود جاری است شوره زار از مهر او گلزار شد روز با ایمان حیدر روشن است شب گمانم کفر گفت و تار شد گل به حقانیتش اقرار کرد خار هم لب وا نکرد و خار شد آبرویم را خرید و بعد از آن ذکر من هر روز یا ستار شد جمله بابا به من در مشکلات کار را دست علی بسپار شد یا علی و یا علی