نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جلوه جلال و جمال خدا علی یا مظهرالعجائب یا مرتضی علی از شهریار پیر زمین گیر دست گیر ای دست گیر مردم بی دست و پا علی در ازل دست با خدا دادی دست بالای دست حیدر نیست ای مظهر سر لاتَخَفْ ادرکنی ای گوهر خفته در صدف ادرکنی غارت زده ایم و گرگ ها از پس و پیش ای شیر بیابان نجف ادرکنی علی علی ۴ انگور ضریحت شراباً طهورا از خاک قدومت بسازم سبورا از چشمه ی کوثر بگیرم وضو را تو دیدی خدا را پرستیدم او را حیدر حیدر حیدر ۴ جمع اند همه دور و بر خانه ی سلطان حتما خبری هست در خانه ی سلطان بعد از گذر چند دهه چشم به راهی از راه رسیدی ثمر خانه ی سلطان بیت الحرم از شوق سرش گرم طواف است دور سرت آقا پسر خانه ی سلطان بی لطف تو بازار کرم نیز کساد است پس خوب ترین اسم برای تو جواد است گیسوی شکن در شکن از راه رسیده در موسم غربت وطن از راه رسیده یک شهر سر سفره ی احسان تو هستند انگار دوباره حسن از راه رسیده ای صاحب آن دست کریمی که عطایش پیش از عرق شرم من از راه رسیده در تیرگی موی تو خوشید عیان است آن را که عیان است چه حاجت به بیان است این بال و پر سوخته را ای یار نگه دار در سلسله ی عشق گرفتار نگه دار حالا که طبیب دل بیمار تو هستی ما را به دل سوخته بیمار نگه دار ای دلخوشی ضامن آهو دل ما را پشت در این خانه نگه دار، نگه دار امشب که گره خورده به گیسوی تو جانم تا پنجره ی باز ضریحت برسانم وقتی که در این قوم محمد شده باشی باید که همین قدر سرآمد شده باشی هر جا که رسیدیم سخن از کرم توست حق داشتی آقا که زبان زد شده باشی حس میکنم آن عطر علی اکبری ات را وقتی سحر از کوچه ی ما رد شده باشی سرشاخه ی طوبی ثمر کال ندارد ارباب شدن طفل و کهنسال ندارد غیر از غم دلدار در این سینه غمی نیست جز سینه ارباب برایش حرمی نیست یا رب به سر زلف علی اصغر ارباب بالاتر از این اسم برایم قسمی نیست گهوراه نشین حرم آن روز نشان داد شش ماه در اولاد علی عمر کمی نیست تا گرد روی گنبدشان راه نجات است شش ماهه این طایفه صاحب درجات است برای حل تمام حوائج عالم اگر کند نگهی شیرخواره تان کافی است ۲ تا علی در حرم قدم بگذاشت منتی بر سر حرم بگذاشت حرمی را که بت شکن آراست بت شکن اندر آن قدم بگذاشت سیزده روز از رجب چو گذشت اثری نقض در قدم بگذاشت میدرخشد همیشه در تاریخ اثری کین سپیده دم بگذاشت فخر بر دوده ی عرب افزود تاج بر تارک عجم بگذاشت یا علی، یا علی به گوش آمد تا علی در حم در قدم بگذاشت عدل او ریشه ستم برداشت دست او پایه ی کرم بگذاشت پی اثبات ذات حَی صمد داغ ابطال بر صنم بگذاشت در زمان ولادتش که قضا بر دل خصم مهر غم بگذاشت طبع وارسته ام قلم برداشت ور در این صفحه این رقم بگذاشت هر که دارد علی چه غم دارد؟ با تولیٰ او چه کم دارد؟ علی علی ۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد