مداد من به مدح بانویی باز عنبرین آمد
حاج مهدی سماواتیپسندیدن24
بازدید5.1K
مداد من به مدح بانویی باز عنبرین آمد که خاک درگه او کُهل چشم حور عین آمد به خدمتکاریاش از ارش جبریلِ امین آمد چو نورش در بسيط فرش از عرشِ برين آمد خدا را هرچه رحمت بود نازل بر زمين آمد به گرد قصرِ جاهش کرد در اول طواف آدم به نام او خدا را خواند و رَست از بند رنج و غم بخوان تو عَلَّمَ الاَسما ، بجو این نکتهی مبهم ز عرش رحمت از ربالمشارق تافت بر عالم چو زهرا را ظهور از رَحمةٌ لِلعالمين آمد مگو دختر نه تاج خلقت آباء روحانی مگو دختر که مردانِ خِرَد در وی به حیرانی مگر امالكتاب است اين بتول، از وحي سبحاني كه نسلش محكمات،آياتِ قرآن مبين آمد چو زهرا فانیِ ذات خدا وز خود مجرد شد سراپا نور و پاک از بندِ هر قید مقیّد شد حسین و هم حسن را بتنِ او مهدی ممهد شد در او نور علی ممزوج با نور محمّد شد مه و خورشید از این مشرق صباح واپسین آمد نمایان شد ز روی فاطمه انوار اللّهی وز آن نور درخشان گشت رخشان ماه تا ماهی شد از چرخ الوهیت عیان خورشید خرگاهی به رَشك آسمان، طالع شد از روي زمين ماهي كه از شرم رُخش خورشيد خاكستر نشين آمد یکی نقش لطیفی زد به قالب، خامهی داور گِلَش از نور و آب از لطف و از پاکیزگی گوهر پس آنگه پرتو افکن گشت از مرآت پیغمبر چو از نقش آفرين در صورت آمد نقش اين دختر هزاران آفرين بر نقش از نقش آفرين آمد صلِّ عَلَی محمّد، حضرتِ زهرا آمد... اللهم صَلِّ عَلَی محمَّد و آلِ مُحَمَّد... فاطمه جان تولدت مبارک... نبی چشمِ تو روشن، که عالم شده گلشن... علی چشم تو روشن، که عالم شده گلشن... اللهم صَلِّ عَلَی محمَّد و آلِ مُحَمَّد... بی حد سلام و صلوات بر تار موی احمد اللهم صَلِّ عَلَی محمَّد و آلِ مُحَمَّد... صلوات را خدا گفت، جبریل بارها گفت در شأن مصطفی گفت، صلِّ علی محمّد و آل محمّد اللهم صَلِّ عَلَی محمَّد و آلِ مُحَمَّد... موسی که زد عصا را، بر فرق سنگ خارا میخواند این دعا را، صلِّ علی محمّد و آل محمّد اللهم صَلِّ عَلَی محمَّد و آلِ مُحَمَّد... هستی به سرور سر دهد زمزمه را بخشیده از این زمزمه شادی همه را گویید به هم مردم ایران تبریک میلاد امام و مادرش فاطمه را