محمل نور محمل عفت
حیدر خمسهپسندیدن1
بازدید100+
مَحملِ نور، مَحملِ عفت مَحملِ وارثانِ اصل و نسب پهلوانانِ حیدری دورِ اُمِّ کلثوم و خواهرش زینب بینِ مردانِ غافله انگار صخبت از جنگ نا برابر بود دلِ ذُرِّیهی رسولِ خدا نگران و حَزین و مُضطَر بود شاه از مَرکَبش پیاده شد و کمی از خاکِ کربلا برداشت گریه میکرد و با خودش میگفت کاش این دلشکسته مادر داشت مادرم نیست تا به بالینش بگذارد سر مرا قدری نیست تا اِلتیام بخشد او غصهی خواهرِ مرا قدری