مُحرمی که نباشی در آن محرم نیست
سیدمهدی میردامادپسندیدن12
بازدید5.9K
مُحرمی که نباشی در آن محرم نیست بدون تو ضربان زمین منظم نیست چقدر ساده گرفتیم بیتو بودن را هزار سال بدون تو زندگی کم نیست خودت بخواه که دست از گناه بردارم که عهدهای منِ روسیاه محکم نیست هزار بار خودت را به ما نشان دادی ولی چه فایده...چشمان ما که مَحرَم نیست خودم به چشم خودم دیدهام که در روضه حلاوتیست که در هیچجای عالم نیست حوائجم همه در بین روضه یادم رفت غمت چه کرده...غم روزگار یادم نیست *** سرم رو شکستن فدا سرت اینا نقشه دارن برا سرت میترسم که رو نیزه ها سرت قرآن بخونه میترسم بازم مثل مادرت یه دستی بلندشه رو دخترت همه ترسم از اینه خواهرت غریب بمونه فرقی نمیکنه تو کوفه مرد و زن دیدم با این چشام، اینا غریب کُشن گودال میکَنند، بد جور میزنن حتی زنا شونم، از دور میزنن *** یه گودال برام کندن و زدن یه عده میخندیدن و زدن غریب گیرم آوردن و زدن همه دورگودال نشستنُ زدن دندونم رو شکستنُ توی کوچه دستم رو بستنُ من نایبت بودم اینجوری میزنن موندم که با خودت میخوان چیکار کنن سیلی که میزدن از پا میاُفتادم یاد مدینه و زهرا میاُفتادم