نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

محاسنش رو به خونِش خضاب کرد عزّتو جز تو این خونه حس نکرد برهنه رفت نشون بده عاشقه خدا با حرف عابسو عابس نکرد فاصلهی حرف و با عمل یه جونه عمل میخواد عشق، مگه به زبونه؟ نوکریهامون بوی منفعت داشت مونده مثل عابس بشیم دیوونه عاشق دلش سادهست، یه رنگه با دست خالی هم میجنگه مرگش رو به بازی میگیره دنیای عابسها قشنگه بهونههای نوکری زیادَن هر کی یه جوری زیر بیرق خوشه آی سینهزن مراقب دلت باش حسادته که قلبتو میکُشه چشم بد از تو دور بشه الهی روسفیدی بگیر از این سیاهی هر حرفی رو نزن همین یه حرفه به هم میریزه نوکرا رو گاهی زیبایی رو وقتی ببینی کنج خرابه داری عزّت تمرین کنیم زیبا ببینیم بر هر چی چشمِ خوبه رحمت بیسر و سامونیمو گردن گرفت دستمو زیر همین پرچم گرفت یهتنه جورِ بدیهامو کشید تا شنیدم اسمشو گریهم گرفت حسین وای، حسین وای... **** یا فاطمه من عقدهی دل وا نکردم گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم منتظرم تا مهدی بیاید تا تربتت رو پیدا نمایم **** ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقت دَم نزنم من سرِ زلفت به دو عالَم نفروشم من غرق گناهم، تو عذر گناهی روز و شبم را تو چو مِهری و چو ماهی یا اباصالح اباصالح اباصالح اُمُّالبنین یا اُمُّالبنین اباالفضل... یا اُمُّالبنین، یا اُمُّالبنین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد