مثل پدرش قدم میزنه عبدالله
حنیف طاهریپسندیدن4
بازدید200+
مثل پدرش قدم میزنه عبدالله تو دل خطر علَم میزنه عبدالله لشکرو نگاش بههم میزنه عبدالله این سپر حسین، پسر حسنه شمشیر دو لبِ شاه بیکفنه تو معرکه شده لشکر یه تنه این حماسه حماسهآفرین داره شاه دین جاننثاری اینچنین داره نائب بر حق قاسم شد عبدالله چه اولادی مُعِزُّالمؤمنین داره (جانم عبدالله یابن کریم الله) سینهی عمو شده وطن عبدالله میشه خاک قتلگه کفن عبدالله نوجوونیِ خود حسنه عبدالله این جگر حسین، قمر حرمه آیینهی سقا، با دست قلمه رجز آخرش شده یا فاطمه اومده بِین متقل چون یقین داره که دامان عمو حَبلُالمتین داره عبدالله و ملائک دیدن و گفتن چه اولادی امیرَالمؤمنین داره (جانم عبدالله یابن کریم الله)