مثل پدرش قدم میزنه عبدالله
حاج عبدالله باقریپسندیدن0
بازدید46
مثل پدرش قدم میزنه عبدالله(۲) تُو دل خطر علَم میزنه عبدالله(۲) لشکر و نگاهش بههم میزنه عبدالله این سپر حسین، پسر حسنه شمشیر دو لب شاه بیکفنه تُو معرکه شده لشکر یه تنه (این حماسه حماسهآفرین داره شاه دین جاننثاری اینچنین داره نائب بر حق قاسم شد عبدالله چه اولادی مُعِزُّالمؤمنین داره(۲)) ۲ یا عبدالله، یا عبدالله ... سینهی عمو شده وطنه عبدالله(۲) میشه خاک قتلگاه کفنه عبدالله نوجوونیِ خود حسنه عبدالله این جگر حسین، قمر حرمه آیینهی سقا، با دست قلمه رجز آخرش شده یا فاطمه (اومده بِین متقل چون یقین داره که دامان عمو حَبلُالمتین داره) ۲ عبدالله و ملائک دیدن و گفتن چه اولادی امیرَالمؤمنین داره(۲) یا عبدالله، یا عبدالله ...