مثل جدّم غلام خواهم شد
محمدحسین پویانفرپسندیدن10
بازدید12K
مثل جدّم غلام خواهم شد صاحب احترام خواهم شد قالیات را به دوش من بگذار خادمی خوشمرام خواهم شد پادشاهیست مزد نوکریات با تو عالیمقام خواهم شد قطره قطره به پات خواهم ریخت رفته رفته تمام خواهم شد کوه خضر تو، کوهِ طور من است با خدا همکلام خواهم شد با علیکت بریز خون مرا کشتهی یک سلام خواهم شد هر چه نفْسم درّندهخو باشد در حریم تو رام خواهم شد اذن گنبد به زاغ اگر بدهی جَلد این پشتبام خواهم شد طعمههایم اگر که گندمِ توست عاشق هر چه دام خواهم شد آهوی توس یا کبوتر قم؟ تو بگو هر کدام خواهم شد دَم بابالجواد میافتم فرش راه امام خواهم شد با تو آن حاجتروا هستم زائر مشهدالرضا هستم فصل دلتنگیات زمستانیست چشمههایت همیشه بارانیست آسمانت اسیر شب شده است گرچه دور و بَرم چراغانیست آنقدَر قلب تو پُر از غم شد قدرِ یک آه در دلت جا نیست بیخبر بودن از پدر سخت است نامهات دلخوشیِ زندانیست حسرتت دیدنِ برادر بود لحظهها لحظههای پایانیست سَم به جانت نشسته بانوجان چشمِ امید تو به فردا نیست باز هم شُکر خانهات امن است کلّ قم در پی نگهبانیست کافری با لگد نزد به دری رسم همشهریات مسلمانیست دومی داد زد سر زهرا نعرهاش نعرههای شیطانیست یک نفر داد زد سرِ زهرا ای بر آن صاحب صدا، لعنت پای نامحرمی به کوثر خورد چکمه روی کلام قرآنیست آه با او چقدر بد کردند چادرش را همه لگد کردند