ماهم و جایم ظلمت شام است
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید2.3K
ماهم و جایم ظلمت شام است قصه عمرم رو به اتمام است من سه ساله دختری پیرم بابا دارم از غم تو میمیرم بابا هر چه شد به دل نمیگرم بابا یا ابالمظلوم 4 *** زندگی بی تو درد سر دارد دختر تو خون در جگر دارد ای مسافر غریب سر نیزه می رسد شمیم تو از هر نیزه جان تو ببر سرم را بر نیزه یا ابالمظلوم 4 *** غم نباشد در قلب دردانه گر بماند در کنج ویرانه فکر غربتم نکن جان زهرا سالیان سال اگر باشم اینجا من مدافع حرم دارم بابا یا ابالمظلوم 4 ***