ماه را در شب هجران برسانید فقط
محمد کمیلپسندیدن3
بازدید3.6K
ماه را در شب هجران برسانید فقط مژدهای در دل طوفان برسانید فقط به کویری که ندیده است به خود برگ و بَری خبر از بارش باران برسانید فقط من همان گمشدهام، راهبلدها من را به درِ خانهی جانان برسانید فقط همه درهای جهان را به روی ما بستهاند دست ما را به خراسان برسانید فقط گر حرم قِسمت ما نیست سلامِ ما را به عزیزِ دلِ ایران برسانید فقط شب عید است خراسان چه قیامت شده است! مرغِ دل باز هواییِ زیارت شده است چارهی آخرِ ما پنجره فولادِ رضا میکند معجزهها پنجره فولادِ رضا گفت تا زائرِ دلسوختهای: جانِ جواد همه را داده شفا پنجره فولاد رضا ملجأ خوب و بدِ مردم ایران اینجاست دردها کرده دوا پنجره فولاد رضا آی ششگوشه ندیده نشو مأیوس بیا میدهد کربُبلا پنجره فولاد رضا به تلافیِ مسلمان شدنِ سلمان بود که به ما داد خدا، پنجره فولاد رضا پشت این پنجرهها معجزه ناممکن نیست شک ندارم که تمام گرهها واشدنی است کرده وابسته مرا حال و هوای حَرمت خیر دیدم بهخدا از همه جای حَرمت روز و شب اهل یقین دور سرت میگردند همه صاحبنفساناند گدای حَرمت بهترین ثانیهها با تو رقم خواهد خورد بهترین خاطرهها خاطرههای حَرمت حال آدم وسط صحنِ تو جا میآید بهخدا مستکننده است هوای حَرمت بطلب باز منِ بیسر و پا را سلطان شده بدجور دلم تنگ برای حَرمت حَرمت تکیهگه من شده از کلّ وجود به ضریحت برسان دست مرا زود به زود شکر لله شدم نوکر خانهزادت گشته آرام همیشه دل من با یادت تو پناه منی و نسل من و اجدادم من گرفتار تو و نسل تو و اجدادت به تو هر روز سلامی ندهم میمیرم من اگر خوب اگر بد به تو کردم عادت در میان همه دلباختگانت مشهور به شب معجزهها گشته شب میلادت مسجد و مِیکده دادند بههم دست به دست در دل صحن پُر آوازهی گوهرشادت جمع شد در حرم تو همه زیباییها هیچ جا بین جهان نیست شبیه اینجا زائر تو به جهان رغبتش از یادش رفت زندگی و همهی لذّتش از یادش رفت هر که آرامش اطرافِ ضریحت را دید بهخدا آرزوی جنّتش از یادش رفت سائلی آمده بود از تو بگیرد حاجت تا سلامی به تو داد حاجتش از یادش رفت درِ این خانه نداریست که قیمت دارد بُرد کرد آن که همه ثروتش از یادش رفت هر که شد چشم به راه تو شب اول قبر بهخدا زیر لحد وحشتش از یادش رفت خیره شده چشم همه، نعمت از این بهتر چیست ترسی از مرگ میان دل زوّارت نیست غم فراوان شده و مِیکده لازم شدهایم حضرت عشق ببخشید مزاحم شدهایم ما به تو رو نزده حاجت ما را دادی سر این سفره فراوان مُتنعّم شدهایم زندگانی بهخدا طعم دگر گیرد اگر بنویسند به دربار تو خادم شدهایم همگی در طلب رزق مُحرّم امشب جلوی پنجره فولادِ تو مُحرِم شدهایم اربعین پیش حسین ضامن ما باش آقا غم فراوان شده و مِیکده لازم شدهایم اربعین خانه دلها همه ناآرام است اربعین هر که زیارت نرود ناکام است