ماه آسمونم ای آرام جونم
حاج اسلام میرزاییپسندیدن9
بازدید800+
ماه آسمونم، ای آرام جونم با گریه عزیزم لالایی میخونم میدونم که مادر حالت رُو بهراه نیست شرمندهم که آبی توی خیمهها نیست نداره مادر تو طاقت تو هُرم تب بشی اذیّت میشه یهکم برام بخندی تنگه دلم برای خندهت ای گل نیلوفرم، دووم بیار اصغرم نمونده آبی توی خیمهی اهل حرم بخواب عزیز دلم، لالا لالایی رولَه ... انقدر تشنهای که شد خشکیده لبهات طفل بیگناهم نیمه بازه چشمات واسه بیقراریت من چاره ندارم آخه از کجا من واسهت آب بیارم؟ الهی که بارون بباره یا که عمو جون آب بیاره بخواب که مادرت علی جان طاقت گریهتو نداره تَرَک تَرَک شد لبات، داره میلرزه صدات داری میسوزی تُو تب، داغه چقدر دست و پات بخواب عزیز دلم، لالا لالایی رولَه ... ای تنها امیدم دست حق به همرات هستی تو گواه مظلومیِ بابات ای مادر الهی چشم بد ازت دور واسه تو دل من داره میزنه شور مراقب سرِ خودت باش حرمله دنبالته چشماش دعای مادرت همینه تو رو علی نبینه ای کاش دار و ندارِ رباب، صبر و قرارِ رباب نرو عزیز دلم تو از کنارِ رباب بخواب عزیز دلم، لالا لالایی رولَه ...