مادر، مادر مادر ،شبی دیگر
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید100+
مادر مادر مادر شبی دیگر، به کنارِ منِ جان بر لب باش مادر چون کبوتر مزنی پَر، دوسه روزِ دگر با زینب باش مادر بیمارم، شده گریه بر تو کارم به شفایِ تو دل خوش دارم ای همه هستِ من نَرَوی تو از دست من که دلم توان بیمادری ندارد بی تو زینبت یاوری ندارد مادر ز سکوتِ تو هویدا ز خموشیِ تو پیدا میسوزی و میسازی گنجینهی پر رازی میدانم امشب مادر آمادهی پروازی گر میروی امشب با خود ببر زینب... **** زینب، زینب، زینب مزن امشب تو دگر به دل مادر آذر من خود در افغانم پریشانم که شوی تو ز فردا بیمادر ای طرفدار من، که شدی پرستار من به آخر رسیده کار من خانه دارم زینب گلِ بیقرارم زینب به خدا که درد مادر، دوا ندارد مادرت امید شفا ندارد تو پس از منِ یگانه بشوی چراغ خانه هم بر علی یاور باش هم بر حسین، مادر باش من میروم اما تو همسنگر حیدر باش آسوده حالم کن زینب حلالم کن...