تصویر سیدرضا نریمانی - ما گداییم گدای پسر فاطمه‌ایم

ما گداییم گدای پسر فاطمه‌ایم

[ سیدرضا نریمانی ]
ما گداییم، گدای پسر فاطمه‌ایم
بوسه زن‌های عبای پسر فاطمه‌ایم

بنویسید فدای پسر فاطمه‌ایم
گریه کن‌های عزای پسر فاطمه‌ایم

چشم ما، چشمه‌ای اندازه‌ی دریا دارد
هر چه ما گریه کنیم، از غم او جا دارد

من به راهت قدم گذاشته‌ام، روی دوشم، قلم گذاشته‌ام
در کنار قلم، بیا و ببین، چوبه‌ی دار هم گذاشته‌ام

پای خود جای پای امثال دعبل و محتشم گذاشته‌ام
سر خود را، به روی دیوار خانه‌ای محترم، گذاشته‌ام

ششمین سجده، حاکی از این است
سر به پای تو‌ام گذاشته‌ام
در خیالم، سر مزار تو من، چهارده تا علم گذاشته‌ام

هر چه دارم، برای احداث یک رواق حرم، گذاشته‌ام
هر چقد اشکم بریزم باز، در عزای تو کم گذاشته‌ام
روی فرش عزای تو امشب، به امیدی قدم گذاشته‌ام

دلمان را خودت دوباره بساز، از زمستان کمی بهاره بساز
تکه‌های دل مرا بردار، سر هم کرده چار پاره بساز

نوحه‌ی پنجمه سفر بامن، تو برایش دو گوشواره بساز
یا شب هفتم از من بی‌تاب، حلقه بر گوش شیر خواره بساز

درد دارم که آمدم امشب، چاره‌ی درد راه چاره بساز
با کسی که پیاده در راه است، ای به دوش ملک سواره، بساز
ساز ما کوک می‌شود با اشک، چشم ما را پر از ستاره بساز

پابه پای تو گریه باید کرد
در عزای تو گریه باید کرد

بی‌حیا بود دشمنت اما، بی‌عبا کوچه بردنت اما
پیش چشمت به آسمان می‌رفت، آتش از بام گلشنت اما

زیر دست جماعتی بی‌رحم، پیروهن بود جوشنت اما
پنجه‌ای مثل ریسمان افتاد، نیمه شب دور گردنت اما

دلی بی‌ادب میانه‌ی راه، بدو بی‌راه گفتنت اما
در شلوغیه رفت و آمدها، گرچه رد شد از تنت اما

زخم دل را کسی نمک نزده، همسرت را دخترت را خواهرت را کسی کتک نزده

مادرت را ولی در خانه، عده‌ای می‌زدند مردانه
پیش چشم پرستویی مجروح، آتش افتاده بود بر لانه

از سر تازیانه پیدا بود، رد شلاق بر روی شانه
طاقت ضربه‌ی غلاف نداشت، پر و بال ظریف پروانه

روز روشن زدند فاطمه را، فاطمیه نبود هر ساله
قنفض این‌جا، دل تو را خون کرد، کوفه هم نیز ابن مرجانه

سر بر روی نیزه هم می‌گفت، جای زینب نبود ویرانه
داد از این درد و رنج و غم، ای داد، دخلت زینب و  الابن زیاد

پیرمردی که خدا در سخنش پیدا بود 
زردی برگ گل یاسمنش پیدا بود

سنّ بالایش از آن، خم شدنش پیدا بود
با وجودی که خزان، در بدنش پیدا بود 

نیمه شب بر سر سجّاده، عبادت می کرد
مثل یک عاشق دلداده، عبادت می کرد

ماجرایی که نباید بشود، امّا شد
باز هم واژه‌ی حرمت شکنی، معنا شد

پای آتش به در خانه‌ی آقا وا شد
در آتش زده مثل جگر زهرا شد 

ولی این بار، در خانه دگر میخ نداشت
کار بر سینه‌ی پروانه، دگر میخ نداشت

بعد از تو ای یاسم، پرپر شد احساسم
دارو ندارم رفت، چیزی نموند واسم

خوشبختی بال و پر زد، تو رفتی یار بی‌سپر موند
یکی دیگه به در زد، شرمندگیش برای در موند

باز بیا تو خیالم خیالم خیالم
باز حیدر و حلال کن حلال کن حلال کن

حق داری میخ در رو نبخشی نبخشی
ولی درو حلال کن حلال کن حلال کن

 

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد