ما گدایی در دوست به شاهی ندهیم
حنیف طاهریپسندیدن4
بازدید300+
ما گدایی در دوست به شاهی ندهیم زان که این جای دگر دارد و آن جای دگر بهر مجنون تو این کوه و بیابان تنگ است بهر ما کوه دگر باید و صحرای دگر مگر آزاد کنید ور نه چو من بندهی پیر گر فروشی نستاند ز تو مولای دگر گر خورد سنگ سگ خانه به جایی نرود آری آری نرود از پی مولای دگر