ما گدایان ملک سلطانیم
مهدی رعناییپسندیدن4
بازدید100+
ما گدایانِ ملکِ سلطانیم فقر را عارِ خود نمیدانیم خاکِ درگاه، یا غلامِ سیاه هرچه ما را لقب دهند آنیم تا که پهن است سفرهی کَرَمش همگی جزء کاسه لیسانیم هست بیتالحرام ما حرمش مُحرِمِ کعبهی خراسانیم چه سِرّیست وقتِ پابوسَش گاه خندان و گاه گریانیم وقتِ دیدارِ گنبدش عیب است سر به سمتِ کسی بچرخانیم به خدا غیر یا امام رضا هرچه گفتیم از آن پشیمانیم در حریمِ رضا به نَصِّ صریح در دلِ عرشِ حیِّ سبحانیم عام بودیم و از خواص شدیم ما که با او خداشناس شدیم خوش به حالِ رَعیّتِ سلطان که شده وقفِ خدمتِ سلطان چون رضای خدای عزوجل نیست غیر از رضایتِ سلطان جن و انس و مَلَک وظیفهیشان نیست غیر از اطاعتِ سلطان ذلت محض میشوند همه در حضور جلالتِ سلطان لا یُقاسُ بِنا اَحَد، احدی نیست در حد حضرت سلطان زائرش زائرِ خداست، مگر با خدا چیست نسبت سلطان؟ به همه عمرِ دَهر میارزد نفسی با ولایت سلطان ظاهراً طوس و باطناً دل ماست پایتختِ حکومت سلطان اَشهَدُ اَنَّهو ولی الله قبرهُ فی قلوبِ مَن والاه تا خداوندی خدا برجاست پرچم حضرت رضا بالاست او که در عرضِ طوس مدفون است پارهی پیکر رسول خداست رفعتش مثل مرتضی علی و رعفتش مثل حضرت زهراست موضع مرقد مطهر او جزء باغات جنّتُ الاعلاست قدر زوّار او به روز حساب فوق زوّارِ سیدالشهداست با غلامان خویش همسفرهست عادتش همنشینیِ فقراست هَمرهِ هدیههای حضرتیاش غالباً مُهرِ تربتِ اعلاست در این خانه را اگر بزنند رزق سائل جوازِ کربُبلاست تا بگیری حوالهی عتبات به جمال مطهرش صلوات دل و روی سیاه آوردهام حال و روز تباه آوردهام هر کهام، در این دلِ شب رو به این بارگاه آوردهام خسته و ناامید از همهجا به رواقت پناه آوردهام اشتباهی نیامدهام، هر چند یک جهان اشتباه آوردم پای ایوان سبک شدم چون کاه گرچه کوهِ گناه آوردهام تا که عذر مرا قبول کند ناله و اشک و آه آوردهام حاجتِ مانده در دلم را من بر درِ پادشاه آوردهام تا نجاتم دهد از این ظلمت دلِ شب رو به ماه آوردهام یا سریعَ الرضا، به حقِ رضا چشمپوشی کن از گذشتهی ما وسط صحن میزنم فریاد حضرت عشق خانهات آباد من مشرّف شدم به پابوست اشکهایم همین که راه افتاد خواستم تا که بگذارم سر روی دوشِ پنجره فولاد راند با چوبپر مرا به عقب خادمِ بیوفا اجازه نداد خادم آن خادمِ قدیم نبود آه انگار بُرده بود از یاد سرطانی و کور و لال و فلج تا که پیش تو سر به خاک نهاد قسمت او شفای عاجل شد بعد نقارهخانهات سر داد به مریدانِ این و آن گویید از رضا میشود گرفت مراد دل مبادا به غیر بسپاریم تا که ما ثامنالحجج داریم