ما همه، گریه كن و، سینه زن
سایر ذاکرینپسندیدن1
بازدید1.8K
ما همه، گریهكُن و، سینهزنِ پادِشَهِ عطشانیم با الله، با احمد، با حیدر، با زهرا اشعارِ محتشم، میخوانیم كشتی شكست خوردهیِ طوفانِ كربلا در خاك و خون فتاده به میدانِ كربلا گر چشمِ روزگار بر او زار میگریست خون میگذشت از سَرِ ایوانِ كربلا از آب هم مضایقه كردند كوفیان خوش داشتند حرمتِ مهمانِ كربلا بودند دیو و دَد همه سیراب و میمكید خاتم زِ قحطِ آب، سلیمانِ كربلا زان تشنگان هنوز به عَیوق میرسد فریادِ العطش زِ بیابانِ كربلا