لبای داغت صورتمو سوزونده
حسین محمدی فامپسندیدن6
بازدید1.3K
لبای داغت، صورتمو سوزونده صدای گریهات، جون به لبام رسونده تو مشکها آب نمونده، لالایی مادر لالایی مادر چرا دست و پاهات سرده؟ دعا کن عمو برگرده اگه برنگرده، خدایی نکرده میشه موقع گل چیدن به اشک بابات خندیدن با تیر سهشعبه، جوابتو میدن یادت بمونه وقتی تیر خورد به گلوت ببند چشاتو گریه نکن جلوی لشکر خجالت نده باباتو (لای لای علی، لای لای علی لای لای علی جان)۴ لالایی مادر گفتم ببند چشاتو ولی نگفتم ازم بگیر نگاتو نیزه چه کرده باتو؟ تو اون بالا من این پایین مگه میشه بدتر از این؟ دعا کن بمیرم منم میگم آمین با این دوتا دست بستهام مواظب نیزه هستم نترسی عزیزم میافتی رو دستم کاشکی نبینی وقتی میزنند منو تو کوچه بازار میبینمت دوباره تو بزم شراب خدانگهدار، خدا نگهدار (لای لای علی، لای لای علی لای لای علی جان)۴ ***** کار عزیز فاطمه بالا گرفته است لحن امام، رنگ تمنا گرفته است شب را برای اینکه نمیرد گُلش رباب تا صبح سمت علقمه إحیا گرفته است باید حسین زیر عبا مخفیاش کند آن را که حضرت زهرا گرفتهاست تیر سهشعبه، تیر خلاص حسین بود بیهوده شمر راه به آقا گرفته است او را ز شیر تیرِ سهشعبه گرفته بود او را ز تیر نیزهی اعداء گرفته است