لباتو میچرخونی بی جون علی
حسین محمدی فامپسندیدن7
بازدید600+
لباتو میچرخونی بیجون علی مادرتو میکنی دلخون علی حالا که بارونم نمیاد بخواب شاید ببینی خوابِ بارون علی لالا گُلِ رباب آروم بگیر بخواب که از خجالت تو بابا داره میشه آب اینا که خوابو از چشمات میبرن گهوارهتم حتماً برا سوغات میبرن کاسهی چشمات رنگِ خون شد سرت بگردم آویزون شد بعد تو بابا سرگردون شد لای لای علی جان لای لای لای لای..... سرت رو نیزه روی دامن گرفت زیر گلوتو چشم دشمن گرفت چشمات تمومِ زندگیم بود علی حرمله زندگیمو از من گرفت چقدر برا لبت رباب گریه کرد براب خشکی لب تو آب گریه کرد لشکر به حیرت بابات خنده کرد حرمله به گریهی خواهرات خنده کرد بعد تو تیره روزگارم تنت رو به نیزه میسپارم لالا عزیزم دوست دارم لالا علی جان لای لای لای لای.....