لب تشنه زیر نمنم باران گریستم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید200+
لب تشنه زیر نَمنَمِ باران گریستم تَر شد لبم زِ آب، دو چندان گریستم هر جا برای گریه به تو کم گذاشتم از داغ روزگار فراوان گریستم شورآبه است اشک اگر در غم تو نیست بر غیر اگر گریستم، ارزان گریستم زهرا که در شهادت و میلاد تو گریست من نیز در محرم و شعبان گریستم از داغ مادر و پدرم چند قطره اشک امّا برای داغ تو از جان گریستم دیدم برای تو پسرم سینه میزند از شوق این مشاهده خندان گریستم در وصل نیز عاشق تو گریه میکند در زیر قبّه دست به دامان گریستم هر بار وقت خواندنِ آیات کهف شد همراه با تلاوت قرآن گریستم روزی که درس مدرسه بابا و آب بود یک گوشه در کلاس دبستان گریستم در آتش غمت دل سنگ من آب شد در روضههای سخت تو آسان گریستم