لالایی لالایی، لالایی لالایی
محمدحسین پویانفرپسندیدن9
بازدید700+
لالایی لالایی، لالایی لالایی تو تنها سپاه بابایی، لالایی برو دست خالی نیایی، بابایی روی تو کرده خیلی مادرت حساب علی نذار که آب بشه برات یه قطره آب علی شتاب اون سهشعبه رو با حنجرت بگیر بعد روی دستش چشاتو ببند بخواب علی حتی اگه که سرت جدا شد از بدنت دلش رو خون نکنی، با دست و پا زدنت لالایی لالایی، لالایی لالایی برات آب آوردم کجایی؟ لالایی نگو که روی نیزههایی، لالایی برو تا از نیزه سر تو سایهبون بشه ولی نذار سر بابا، با سنگ نشون بشه اگه که سر زدی به ما، تو مجلس شراب نذار لب بابات اسیر خیزرون بشه بگو ببینه بابات خواهش همسرش رو شبیه تشت طلا بغل کنم سرش رو