كجا رفتی یه دفه بی خبر
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.2K
كجا رفتی یه دفه بی خبر نمیگی كه من دق می كنم چی به سرم اومده ببین كه جلوی تو هق هق می كنم یاد روزه واقعه می افتم زمین كه می خوردم با ناله می گفتم من و بزن ولی رباب و ول كن بذا خودم میام طناب و ول كن ============== دیگه چیزی نگم با این كه خیلی برات خاطره دارم خیلی با سنگ زدن به سر تو دیگه سر تو درد نیارم پای نیزت حرمله می خندید صدای فریادم دوباره می پیچید سرم و بشكن و معجر و ول كن پیش رباب سر اصغر و ول كن =============== من بمیرم كه از حنجرت هی خونای تازه میره تقصیر نیزه دارت بابا سر تو رو بد میگیره هر شب بابا رو دامن زهرا میبینم كابوس غروب عاشورا گوشم و كندی گوشواره رو ول كن همه رو بردی گهواره رو ول كن