كاش آن زمان
حاج محمود کریمیپسندیدن12
بازدید7.5K
كاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی وین خرگه بلند ستون بی ستون شدی كاش آن زمان درآمدی از كوه تا به كوه سیل سیه كه روی زمین قیرگون شدی كاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یك شعله برق خرمن گردون دون شدی كاش آن زمانكه كشتی آل نبی شكست عالم تمام غرقه ی دریای خون شدی این انتقام گر نفتادی به روز حشر با این عمل معامله ی دهر چون شدی آل نبی چو دست تظلم برآورند اركان عرش را به تلاطم درآورند كشتی شكست خورده ی طوفان كربلا در خاك و خون فتاده به میدان كربلا گر چشم روزگار بر او فاش می گریست خون می گذشت از سر ایوان كربلا زان كشتگان هنوز به عیوق می رسد فریاد العطش از بیابان كربلا بودند دیو و دد همه سیراب و می مكید خاتم ز قحط آب سلیمان كربلا از آب هم مضایقه كردند كوفیان خوش داشتند حرمت مهمان كربلا برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسله ی انبیا زدند نوبت به اولیا چو رسید آسمان تپید زان ضربتی كه بر سر شیرخدا زدند آن در كه جبرئیل امین بود محرمش اهل ستم به سینه ی خیرالنسا زدند بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها افروختند و در جگر مجتبی زدند وانگه سرادقی كه ملك محرمش نبود كندند از مدینه و در كربلا زدند پس ضربتی كزان جگر مصطفیدرید بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو فریاد بردر ِ حرم كبریا زدند پس با زبان پرگله آن بضعه بتول رو در مدینه كرد كه یا ایها الرسول این كشته ی فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این خشك لب فتاده ی دور از لب فرات كز خون او زمین شده جیحون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون كه هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست این شاه كم سپاه كه با خیل اشك و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین تست این قالب تپان شده در بین خاك وخون شاه شهید ناشده مدفون حسین توست چون روی در بقیع به زهرا خطاب كرد وحش زمین و مرغ هوا را كباب كرد كای مونس شكسته دلان حال ما ببین ما را غریب و بی كس و بی آشنا ببین اولاد خویش را كه شفیعان محشرند در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین آن تن كه بود پرورشش در كنار تو غلتان به خاك معركه ی كربلا ببین آن سر كه بود بر سر دوش نبی مدام یك نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین روزی كه شد به نیزه سر آن بزرگوار خورشید سربرهنه برآمد ز كوهسار موجی به جنبش آمد و برخاست كوه كوه ابری به بارش آمد و بگریست زار زار آن خیمه ای كه گیسوی حورش طناب بود شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست خار و خاشاك زمین منزل و ماوای تو نیست