قمر اومده مدینه همه اومدن تماشا
امیر برومندپسندیدن5
بازدید1.3K
قمر اومده مدینه همه اومدن تماشا علی دستاشو میبوسه، سلام ساقیَ العطاشا بانیِ روضه و اشک و گریه اومد دوباره برای مولا هدیه اومد پُر شده میون جمع عاشقها هم عموی عَلمکِش رقیه اومد قمر ای همهی هستم، با تو من بارمو بستم عَلمت دلمو بُرده، یه کاری داده دستم آب سقّاخونه خوردم، که الان مستِ مستم ساقی جانم جانم جانم... اومد اونی که همیشه فداییِ زینبِینه میگه مادرش که بچهم غلام درِ حسینه مثل حیدر شیرِ پیشهی میدونه وقتی دور سرش تیغو میچرخونه از عدو تنها یک چکمه و یک تیغ و روی خاکا هم یک نیم بدن میمونه آسمون میون دستاش، یه فرات میون چشماش دعای خیر زینب، همیشه بوده باهاش دل اربابو بُرده، بازوبندِ یا زهراش ساقی جانم جانم جانم...