نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

قلم آماده کن طوئه که باید (نویسم نام مولایم نیاید) ۲ (بِنَفسی أنتَ مولای یا اباعبدالله) الا ای کوچههای تنگ و تاریک غروب عمر مسلم گشته نزدیک الا ای کوچههای غم گرفته غریبی در شما ماتم گرفته الا ای کوچههای من که داری سلام من را به زینب میرسانی (بِنَفسی أنتَ مولای یا اباعبدالله) میا کوفه که اکبر نوجوان است علی اصغرت شیرین زبان است دلم میخواست که دلخواه تو باشم به راه عشق همراه تو باشم ولی در آسمان من اختری هست ز من در کاروانت دختری هست (بِنَفسی أنتَ مولای یا اباعبدالله) کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی تموم زندگیم مال حسینه دلم همواره دنبال حسینه بیا یابن الحسن دردم دوا کن مرا با یک نظر حاجت روا کن (حسین حسین حسین) چه باغی چه گلی چه باغبانی چه پیری و چه طفلی و چه جوانی همه بر گرد اسبم جمع آیند همه او را ز یکدیگر ربایند الا ای عمه جان اکبر فدایت چرا از سوز دل آید صدایت گلی گم کردهام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را اگر کشتند چرا خاکت نکردند کفن بر جسم صدچاکت نکردند (حیدر حیدر یا حیدر علی یا مولا حیدر حیدر یا حیدر لبیک حیدر)
هنوز نظری ثبت نشده