قطره قطرهای و دریا نمیشی
محمدحسین حدادیانپسندیدن10
بازدید300+
قطره قطرهای و دریا نمیشی چیدمت روی عبا جا نمیشی اولین بار زمین خوردم علی اولین باره به پام پا نمیشی روضه میخونه برای تو لحوف اکبرم فَقَطَّعوهُ بسیوف روضه میخونه برا تو......... وَلَدی چقد تو دست و پا زدی ***** تو رفتی و بعدش غم اومد علی اکبرم دَرهَم اومد شمردم تنت رو عزیزم ولی باز یه تیکه کم اومد خاک غربت میریزم روی سرم تو زمین خوردی شکسته کمرم آیه آیه شدی قرآنِ حسین همه جا میبینمت دور و برم هرکی هرجوری شده بهت رسید هرکی هرجوری شده تو رو زده چه جوری تو رو تا خیمه ببرم برا بردنِ من عمه اومده ***** نمونده دیگه از تو چیزی ولی باز عزیزی، عزیزی زره رو بلند کردم چرا تیکه تیکه میریزی إرباً إربا یعنی پاییزت کنن کشتهی شمشیرای تیزت کنن تازه بعد از اینکه مُصلح کردنت سرِ فرصت بشینن ریزت کنن