قصه ی عمرم، ميرود امشب، رو به پايان
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.3K
قصه ی عمرم، ميرود امشب، رو به پايان خط به خط دارد، دفترت مادر، شعر هجران طاقت ماندن ديگر نداري از غم حيدر دل بيقراري كودكانت را، جاميگذاري رهسپاري (مادر، مادر، مادر)3 وا امّاه *** اين شب آخر، يك نگاهي كن، سوي زينب قبل رفتن كاش، شانه می كردي، موي زينب اي گل حيدر رنگ خزاني از خدا خواهم پيشم بماني من بميرم كه با اين جواني قد كماني (مادر، مادر، مادر)3 وا امّاه *** بيصدا آرام، ميچكد اشكم ،دانهدانه بس كه ميسوزد، بر تنت جاي، تازيانه ديدهام هر شب با ديده ی تر موقع خوابت اي ياس پرپر رد خون آيد از زير معجر بين بستر (مادر، مادر، مادر)3 وا امّاه