قسمتی از کتاب فتح خون
حاج محمود کریمیپسندیدن2
بازدید2.1K
قسمتی از کتاب فتح خون این حسین است که عرصات غایی خلافت تکوینی انسان، را تا آنجا پیموده است که دیگر جز جان میان او و مقصود فاصله نیست. آنان که با چشم ظاهر مینگرند، او را دیدهاند، که بر بالین علی اکبر «علیالدنیا بعدکالعفا» گفته است و، بر بالین قاسم «عزَّ والله علی عمک، ان تدعوه، فلا یجیبک او یجیبک ثم لا ینفعک» و اکنون بر بالین اباالفضل عباس میگوید: «الان انکسر ظهری و قلت حیلتی»، اما حجابهای نور را نمیبینند، که چهسان از هم دریده و رشتههای پیوند روح را به ماسویالله، چهسان ازهم گسسته! نه ماسویالله، که اینجا کلام نیز فرشتهسان فرو میماند. ***