قسم به آن مشت گره کرده
مهدی رسولیپسندیدن35
بازدید1.1K
قسم به اون مشت گره کرده قسم به جون هر چی مرده این پرچم زمین نمیمونه حالا ما عهد وفا بستیم همون مشت گره شده هستیم این پرچم زمین نمیمونه عمار شدیم، عمار شدیم میدون داری کردیم علمدار شدیم سرباز ترین سردار شدیم آمادهی صبح فرج یار شدیم (با قلب گره خورده، زیارت زیارت) (با مشت گره کرده، شهادت شهادت) (حیدر حیدر، علی) با دست جانباز تو ای رهبر معلوم شد راز تو با مادر دستت عجب حکایتی داره هوای تو گرفته عطر یاس رحِمَ الله عَمّی العبّاس دستت عجب حکایتی داره حیدر مددی، حیدر مددی این مُشتیه که تو دهن ظلم زدی فرماندهی کرّار شدی با مجتبی ای علی تکرار شدی (با قلب گره خورده زیارت زیارت) (با مشت گره کرده شهادت شهادت)