قربون صدا زدنت
سیدرضا نریمانیپسندیدن7
بازدید300+
قربون صدا زدنت خیلی بیهوا زدنت حالا روی چادرمه خاک دست و پا زدنت ای حسینم، ای حسینم ... خدای من، خدای من عریانه بچهی باحیای من خدای من، خدای من به هیچکسی نمیرسه صدای من خدای من، خدای من سر بریدن بچهمو رُو پاهای من خدای من، خدای من قهقه میزنند به گریههای من خنجر نمیبُره هیچکسی قربونی رو اینجور سر نمیبُره انصافتون کجاست؟ هیچکی انگشت و واسه انگشتر نمیبُره یک عبا داشتی و خرج علیاکبر شد با چه از روی زمین، جسم تو را بردارم؟ ای حسینم، ای حسینم ... شلوغه گودال و یه تشنهلب تنها گرفته بوی خون، سرتاسر صحرا انگار تَهِ گودال، بهپا شده محشر این پسر زهراست، بسوزی آی دنیا یکی داره پیرُهن رو میدزده پیرُهن که نه، کفن میدزده یکی داره با یه کهنهخنجر سر رو از روی بدن میدزده * * * * به سمت گودال از خيمه دویدم من شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من یه گوشهی گودال، مادر رو دیدم که رفته بود از حال، دیر رسیدم من سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من سر تو رو بردن، دیر رسیدم من