قدم به قدم
علی اکبر حائریپسندیدن100+
بازدید1.2K
هر شب تو روضه دنبالشون میگردم من با همین پیرهن سیام کلی دوست تازه پیدا کردم غذای هیئت یجور دیگه خوشمزهست اما بابابزرگ میگه طعم قیمههاش یه چیز دیگست حسین کمک خادما مشکی زدم قول دادم جامو به هیچکی ندم تازه با پدر مادرمم اومدم شب به شب میام قدم به قدم روضه تا کربلا میبَرَدَم تازه نوحه ی قدیمی ام بلدم اگر کشتن چرا آبت ندادن چرا زان دُرِّ نایابت نداد اگر کشتن چرا خاکت نکردن کفن بر جسم صد چاکت نکردن آی آینده منتظرم باش با این سربندِ لبیک یا حسین (گریه داره اما تو معنیش پر از لبخنده لبیک یا حسین) ۲ لبیک یا حسین... دارم واسه مادربزرگ دنبال تربت خوب میگردم همش میگه کاشکی میشد یکمی بهتر بشه پا دردم فهمیدم از ذوق چشماش مادرم دوست داره مداح بشم واسه دل اونم شده این سه چهار تا خطو حفظش کردم دامن کشان رفتی (دلم زیر و رو شد) ۳ چشم حرامی با (حرم روبرو شد) ۳ بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم