قد بلند زدی به میدون حالا قد گندمی
امین قدیمپسندیدن38
بازدید1.6K
قدبلند زدی به میدون حالا قد گندمی تاجسر بودی و حال زیر پای مردمی مثل تسبیح دونهدونهای تو حالا دارم میبینمت تو رو تو هر کجای صحرا چند هزار تیر و نیزه تنتو بوسیده نمک زندگی من رو زمین پاشیده شیشهی شکستهی من، غربتِ بَدی کشیدی بردن تو پیرمون کرد، دست به دست به من رسیدی قطعهقطعه قطعهقطعه، پخش شدی مثل اذون پیر شدم تا قد کشیدی، جون دادی شدم کبود چه خاکی باید از این غم به سر بریزم تو که ریزریز شدی امروز به بابات خندیدن توی تشییع جنازهات همه میرقصیدن من کنار پیکر تو اشهدم رو خونده بودم خواهرم اومد وگرنه من همینجا مُرده بودم گریه نکن، با اشکات مگه زنده میشه؟ دست بهش نزن بیشتر پراکنده میشه بَدَم میاد بهت میخندن، رومو زمین نزن بلندشو *** علَم روی دوش علمداره خدا اکبرت رو نگه داره *** اولین بار است زینب بین مردم آمده بر لبان دشمنت دیدم تبسم آمده *** ریزی ریزی تو ولی عزیزی تو چه کنم از عبا نریزی تو؟ *** جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید *** خیز از جا آبرویم را بخر عمه را از بین نامحرم ببر *** دست خودم نبود که بازار آمدم امروز روز جشنِ زمینِ خوردن من است کف میزنن دور و برم که میخورم