قتلگاه اشک و آه
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن24
بازدید10.7K
قتلگاه اشک و آه از روی بلندی می کنم نگاه آسمون شد سیاه خون میون گودی افتاده به راه العطش شد عیان شد محّرمِ تو ماه رمضان نیمه جان، بی توان آخ چه بد به جونت افتاده سنان دشمن نابکار برده از دل عقیلهات قرار زیر پا سنگ و خاک رو تنت شده شبیه نیزهزار "یاحسین یا حسین" *** دل پُرِ دلهره یکی نیست بگه نکِش نمیبُره با غضب میکِشه چقدَر توی دلش تنفُره کربلا، نینوا پیرمردا میزدندت با عصا تن تو رو زمین سر تو رفته به روی نیزهها دل من میشد کباب تن تو مونده به زیر آفِتاب هر چی بود بردنش حتی گهواره رو از پیش رباب "یاحسین یا حسین" *** هلهله شد زیاد وای صدای سُم مرکبا میاد شعله زد خیمهها هر چی داد زدم نمیرسن به داد کربلاست محشری آخ چه بد دردیه بیبرادری چون که نیست یاوری میکِشن از سر ماها روسری اف به این روزگار مگه غارت حرم شد افتخار؟! ای هوار، بیقرار عمه میگه به رقیه "الفرار" "یاحسین یا حسین" ***