قالت اسماء
محمد امینیپسندیدن3
بازدید200+
قالت اسماء اتنامُ لیلا لا والله قالت فضه خوبه حال زهرا، لا والله قالت اسماء خنده رو لب داره، لا والله قالت فضه خوبه پهلوش آره، لا والله)۲ عمرش به دنیا نبود، درست میگفتش طبیب فساحة فضة و فاطمة لا تجیب (الوجه اعیاها، کوچه بود و اشک آل طاها)۲ فضه گفت خیلی حیف، کاری بر نیومدش از ماها بین درب و دیوار، مادر بود و طعنهی بدخواها وای مادر، وای مادر، مادر، مادر، مادر... **** (قالت زهرا، فضة خذینی واویلا، واویلا)۲ قالت فضه، نقش رو زمینی، واویلا، واویلا قالت زهرا محسنم فدا شد، واویلا، واویلا قالت فضه خونه قتلگاه شد، واویلا، واویلا این غنچهی پر پرو، چجوری خاکش کنم خون روی این درو، بمیرم و پاک کنم (بعد از سیلی خوردن، گفتم ای خدا علی رو بردن)۲ ای خانوم، این مردم، تو کوچه سرت بلا آوردن افتادی، با صورت، اینو بچهها شنیدن مردن وای مادر، وای مادر، مادر، مادر، مادر، مادر... **** (قالت زهرا، به دلم غم اومد یا جدا، یا جدا)۲ قالت زینب، یه کفن کم اومد یا جدا، یا جدا قالت زهرا، پسرم غریبه یا جدا، یا جدا قالت زهرا، قتلگاه عجیبه یا جدا، یا جدا مادر دعا کن براش، تنش عریان نشه چی میشه تو کربلا، حسین عطشان نشه (من دارم دلشوره، اره اره خواهری اینجوره)۲ تا پای سر نیزه، دستم از سر حسینم دوره من دستم کوتاهه، راهب زخم سرتو میشوره وای مادر، وای مادر، مادر، مادر، مادر، مادر...