قاسم دامادم نشسته ام در خون
حسین سیب سرخیپسندیدن1
بازدید1.9K
قاسم دامادم، نشسته اندر خون میان قوم ستم، عمو شدم گلگون عمو بیا و برس به دادم، که مُردم آخر، وای پهلوی من شد، به ضرب نیزه، شبیه مادر، وای عمو حسین، وای از ظلم و کینه شکسته شد، استخوان سینه الهی، مادرم نبینه عمو حسین، ای وای از غریبی... زیر سم مرکب، له شده است قاسم به پیش بابای خود، دگر شده عازم زخمی و مجروح شده تمام جسم و تن من وای نمانده یک استخوان سالم در بدن من وای شده دگر، رخته بسته دلبر خدا تو را، باشد یار و یاور عمو جان، کن حلالم اخر عمو حسین، ای وای از غریبی... شکسته قلب من، ز غصهی دلبر شده عزای حسین، شهنشه بی سر وقتی تو روضت میشینم آقا، میشم هوایی، وای الهی گردم تو این محرم کرببلایی، وای (هرجابرم، اربابم حسینه یه عمریه، دل در شور و شینه بهشتم، بین الحرمینه)۲ عمو حسین، ای وای از غریبی... کرببلا ما داریم میآییم...