قاسم بن الحسنم من
محمدحسین پویانفرپسندیدن75
بازدید7.1K
قاسم ابن الحسنم من ... (یادگار شاه کریمان جهان، مجتبی)2 (هرکه دیده روی مرا گفته که جان مجتبی)2 ماه مِنَ الاَزَل منم، که خَیرُالعَمل منم احیاگر جمل منم، اَحلیِ مِنَ العَسَل منم جانم حسن، جانم حسن ... قاسم ابن الحسنم من ... (شد شعار من در این راه، یا عَلیاً وَلی الله)2 مثل حیدر به روی مرکب خودم نشستم شوق عشق است اگر که بند کفش خود نبستم (آمده این مرد خطر)3 میان میدان بی سپر سربندم به روی سر، «ها عَلیٌّ کَیْفَ بَشَر» یا حسن جان، یا حسن جان ... قاسم ابن الحسنم من ...