فیض محض است رحمت زینب
ابوذر روحیپسندیدن2
بازدید100+
فیضِ محض است رحمتِ زینب چشم ما و عنایت زینب مشرق ِعالَم است صبحِ دمشق صحن نور است ساحت زینب بس که آیینهی صفات خداست صبر آمد به صورت زینب از ازل حاکم است تا به ابد پایبرجاست دولت زینب دفتر زُهد اگر خلاصه شود میشود یک عبادت زینب هر زمان صحبت از شجاعت شد گفتهایم از شهامت زینب دختر شیر باطناً شیر است به علی رفته قدرت زینب نبض اسلام دست این بانوست زنده شد دین به برکت زینب جریانسازِ مکتبِ سرخ است رنگ عشق است نهضت زینب علم پرسید: کوه عرفان کیست؟ عشق فرمود: حضرتِ زینب او چه دیدهست غیر زیبایی عقل ماند از بصیرت زینب پرچم کفر را به زیر کشید تا فلک رفت رایتِ زینب اُسکُتوا گفت، لال شد دنیا تو ببین کیست هیبت زینب فتنه را ذبح کرد با کلمات ماتم از طرز صحبت زینب سلسله هم دخیل دامن اوست فرق دارد اسارت زینب دور ناقه فرشتهها جمعند عرش آمد عیادت زینب