فکرشم نمیکردم تو ازم جدا باشی
حسن عطاییپسندیدن23
بازدید1.2K
فکرشم نمیکردم تو ازم جدا باشی روی ناقهها باشم روی نیزهها باشی فکرشم نمیکردم کشتنت رو میبینم یا مقابل جسم بی سر تو میشینم امّا حالا آمد به سرم از آنچه میترسیدم بالای تل گفتم که تو رو به نی نبینم دیدم ای وای، ای وای، اوی وای حسین وای حسین واویلا فکرشم نمیکردی بین این همه آزار زینب بگردونن بین کوچه و بازار فکرشم نمیکردی این همه گله باشه توی قافله ات جای شمر و حرمله باشه وضع ما را میبینی و چشم خون خود میبندی جان خواهر یک لحظه بزن برای من لبخندی فکرشم نمیکردیم حال و روزمون اینشه خاطرات ما با هم روضههای سنگینشه فکرشم نمیکردیم این همه جسارتشه سهم تو شهادت بود سهم من اسارتشه بشنو با من از خیمه صدای مادر را رفتی بی تو حالا چه دهم جواب پیغمبر را ***** من بودم عزادار پای کجاوهی من انگار نه انگار رقاصه میرقصیدن توی بازار موهاشو کشیدن آقای من رو لب تشنه سر بریدن گرگا تنش رو به خاک و خون کشیدن حسین واااای وااای آرزومه ببینه یه مقتلی نوشته دم آخر آبت دادن من بمیرم که جلو چشای خیس زینب چقدر عذابت دادن حسین واااای واااااای