فکر نمیکردم یه روز باید عزادار تو باشم
حسین ستودهپسندیدن1
بازدید1
فکر نمیکردم یه روز باید عزادار تو باشم پس بذار این چند شب آخر پرستار تو باشم فکر نمیکردم یه روز یاسم رو پژمرده ببینم صورت مظلومتو اینجور کتکخورده ببینم آخ پر از خونه سفیدی چشات دست و پات میلرزه بعد سرفههات کاش من اون سیلی رو میخوردم به جات (2) بد زدنت علی بمیره دید حسنت علی بمیره کار خودش رو کرده آتیش سوخته تنت علی بمیره آی یارالی زهرا یارالی.. فکر نمیکردم جلو چشمم بسوزه کل خونه توی گوش من صدای خندهی قنفذ بمونه فکر نمیکردم در این خونه خاکستر بیارن واسه خانم جوون پا به ماه لشکر بیارن دستشون پر بود با پا در زدن آخ لگد رو سورهی کوثر زدن پا به ماه بودی و محکمتر زدن (2) له شده دست علی بمیره سینه شکست علی بمیره راه نفس کشیدنای محسنو بست علی بمیره بازوی ورمکرده سر و روی ورمکرده تیر میکشه هر لحظه پهلوی ورم کرده پلکای ورم کرده رو چشمای ورم کرده جونت به لب اومد باز لبهای ورم کرده دو دستی دو دستی کشیده کشیده نفس توی سینهت بریده بریده تو رفتی دم در رشیده رشیده رسیدی به خونه خمیده خمیده کوثر لگد خورده مطهر لگد خورده رد خون تو مونده رو در لگد خورده سادات لگد خورده جراحات لگد خورده زیر دست و پا سوخته آیات لگد خورده حرارت حرارت زبونه زبونه گرفت نفست رو نشونه نشونه تو گفتی که فضه بمونه بمونه که کار تنت شد زنونه زنونه فضه فضه خذینی کار زنونس از جمع کن هرچی میبینی یوما یوما زیر در چی مونده داری دنبالش میگردی یوما یوما فک کنم که داشتی محسنو بغل میکردی یارالی ننه..