فصل غم آمده و وقت خزانت پسرم
حاج سعید حدادیانپسندیدن2
بازدید1.8K
فصل غم آمده و وقت خزانت پسرم خفتی و می دهم از ناز تكانت پسرم خجلت و داغ تو و خنده ی دشمن كم بود مانده ام مات لب خنده كنانت پسرم كرده ای خون به دلم بس كه زبان را پیِ آن می كشیدی ز عطش دور دهانت پسرم لب به لب می زدی و جان به لبم می كردی آب پیدا نشد و رفت توانم پسرم