فریاد غم به عرش معظم رسیده است
مجتبی رمضانیپسندیدن3
بازدید100+
فریاد غم به عرش معظم رسیده است عالم عزا گرفته محرم رسیده است جبرییل نوحهخوان مصلای اعظم است باز این چه شورش است که در خلق عالم است اشک زلال چشمهی سرریز میشود از اشک کهنه پیرهن آویز میشود عشق است آنچه بر پر ما شمع میکند ما را حسین دور خودش جمع میکند بند دل نسیم بهاری گسسته است بر سردر حسینیه پرچم نشسته است یک عمر خاطرات غم آوردهایم ما پیراهن سیاه به تن کردهایم ما مانند طفل سوی پدر میرویم ما هیئت نگو بگو حرم میرویم ما نظم صفوف سینهزنان گر مرتب است در اصل بین روضه میاندار زینب است دل با غم حسین پر آشوب میشود گریه کنیم زخم تنش خوب میشود آشفتهایم لختهی خون در صدای ماست درد مکرریم خیابان دوای ماست چندین شب است یاد شهیدان کشوریم دلتنگهای تعزیهداری رهبریم دلواپسی مادر میناب را ببین کودککشی حرملهها را بیا ببین اما بنای جنگ که باشد مهاجمیم باور کنید که همگی حاج قاسمیم سروی که ایستاده تکان هم نمیخورد فرزند پادشاه نجف غم نمیخورد سینهزن حسین فدای ولایت است فکر و خیال هر شب و روزش شهادت است احیای جان خسته دلان است با حسین صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین آن یوسفی که پیروهنش را کشیدهاند با چکمه روی پیروهنش پا کشیدهاند لبهای چاک چاک شریفش کبود شد دنیا به چشم تشنهی او رنگ دود شد سر را چرا سریع جدایش نمیکند این شمر لعنتی که رهایش نمیکند ****** ای غم بی پایان سلام آقا نوحهی جاویدان سلام آقا ای قدیم الاحسان سلام آقا ای آقا آبروی عالم سلام آقا منتهی الآمالم سلام آقا روز و ماه و سالم سلام آقا ای آقا سلام ای شیرینترین رویا ای تموم دارایی دنیا، ثارالله سلام ای ذکر مسیحایی روشنی بخش زندگی ما، ثارالله زندگی بدون تو زندگی نیست جهنمه توی بهشتِ هیئتهات بهشت ما فراهمه (جانم حسین جانم حسین) اومدم با حال پشیمونی با سر پایین چشم بارونی از نگاهم دردامو میخونی ثارالله رو سیاهم من رو سپید کن نا امیدم غرق امیدم کن مرده بودم حالا شهیدم کن ثارالله پناه آوردم به درگاهت تا بمونم تا آخر راهت، ثارالله سعادتمند میشه اونیکه توی این دنیا باشه همراهت، ثارالله دنیا فریبم داد ولی دیگه بریدم از همه دست منو رها نکن تو رو به جون فاطمه کوچهها رنگ کربلا داره یا حسین نقش روی دیواره آسمونم انگار عزاداره، ای آقا خونهها رخت مشکی میپوشن نوحه خونا مشغول چاووشن دیدهها با گریه هم آغوشن، ثارالله حسینیه صحن اربابه سردرش عکس کربلا قابه، ثارالله مثه اسپند روی آتیش قلب نوکرها در تب و تابه، ثارالله میگه با گریه وقتی که چایی میریزه مادرم میگه حسین حسین حسین الهی قربونت برم (جانم حسین جانم حسین)