فریاد تو شد در هلهله گم
جواد مقدمپسندیدن2
بازدید400+
فریاد تو شد در هلهله گم خون شد دل و وای از روز دهم باز ناله و اشک با سوز و شرر باز روضهی باز، باز روضهی سر با وصیّت زهرا، دل زِ غم لبالب شد زیر حنجرت آقا، بوسهگاه زینب شد ای حسینِ مظلومم... **** واویلا هزار زخمه رو پَرت داغ عطشه روی جگرت پیشونیِ تو از خون شده رنگ گودال و یه کوه تیغ و نِی و سنگ روضهخون شده زهرا واسه جسم صد چاکت جای چکمهی شمره روی سینهی پاک ای حسینِ مظلومم... **** تنها به زمین، زنها نگران دلها پُرِ خون، سرها به سنان با هرچی میشد آقا زدنت غارت نمیشد کاش پیروهنت موندی بین گودالی، غرق خون و خاکستر ساربانی که چشمش هست پیِ یه انگشتر ای حسینِ مظلومم...