فرماندهی کل قوا اباالفضل
امیر برومندپسندیدن48
بازدید25.3K
فرماندهی کلّ قوا اباالفضل سرلشکر خونِ خدا اباالفضل کاشفالکرب عن وجه حسین و سردار و میر و مبتلا اباالفضل وقتی که چشماش میره به غضب از ترسش یه لشکر میره عقب میزنه نعره میخونه رجز أنا ابن الحيدر قتّالالعرب با نگاه ساقی میشه محشر برپا روی سربندش حک شده جانم زهرا ابوفاضل یا عباس... پهلوان قوی قَدَر اباالفضل خوشسیما چون قرص قمر اباالفضل توی نحوهی جنگیدن و پیکار دارد نشانی از پدر اباالفضل وقتی که میخواد به میدون بره نداره تیغ و شمشیر و زره برای یک لشکر کافیه که بندازه به تیغ اَبروش گره اسد بیباکه، یل حیدر عباس اسدالله حیدر، شیرِ حیدر عباس ابوفاضل یا عباس... تو راه دین ثابتقدم اباالفضل صاحب بیرق و عَلم اباالفضل ساقیه و پرچمدارِ حسینه با همون دستای قلم اباالفضل میترسه از تیغ خشمش عدو میریزه سر زیر پاهای او بازوهاش قدرتمندتر میشه تا از خیمه رقیه میگه: عمو شاهبانو یا رقیه میزنم روضهتو جارو یا رقیه عبد آستان تو هستم میزنم پیش تو زانو یا رقیه بیقرارم، سر به دارم من بهجز رقیه دلبری ندارم دیوونم دیوونهی عمّهی ابوتراب به سینه میزنم با اجازهی بیبی رباب مددی یا رقیه خاتون...