فرق دارد به یقین مزه احسان حسن
حاج جواد حیدریپسندیدن5
بازدید2.4K
ای جانِ جهان، جهانِ جان اَدرکنی قَیّوم زمین و آسمان اَدرکنی احیاگرِ صد دَمِ مَسیحا الغَوث یا حضرت صاحبَ الزمان اَدرکنی یا صاحبَ الزمان... فرق دارد به یقین مزهی احسان حسن لبِ ما بوسه نگیرد مگر از نام حسن زُلف خود را به نخ چادر زهرا بسته هر کسی هست در این دَهر پریشان حسن کَرَمش دست گدا را به خداوند رساند سائلان را بنویسید مسلمان حسن بیحرم هست ولی هر چه حرم زنده از اوست زائر کرب و بلا هم شده مهمان حسن عاقبت با مدد حضرت زهرای بتول مثل ایوان نجف میشود ایوان حسن سَر دَرِ باغ حسن نام حسین است فقط نذر گلهای حسین است گلستان حسن پسرانش همگی گوش به فرمان حسین علی اکبر همهجا گوش به فرمان حسن بعد یک عمر فقط زهر توانست شود مرهم زخم سینهسوزانِ حسن ظاهرا زهر شده قاتل او اما نه کوچهای تنگ شده نقطهی پایان حسن سیزدهساله ولی مثل علی میآید غیرتُالله بُوَد شیر رجزخوانِ حسن ماهپاره پسر حضرت نجمه خانوم جان زهرا و علی، جان حسین، جان حسن