نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

فاش میگویم و از گفتهی خود دلشادم با اباعبدالله در دو جهان آبادم همه جان و تو جانانی همه دردن، تو درمانی همه قطره، تو دریایی همه مجنون، تو لیلایی صنما با غم عشقت، همه شب جامه دریدم همه عالَم زِ دلم رفت، به حرم تا که رسیدم شده ای شوق وصال، به فدایت همه عالَم تو عجب ماه بلندی، که شبیه تو ندیدم ماه اباعبدالله، شاه اباعبدالله یا اباعبدالله، یا اباعبدالله (یا اباعبدالله، یا اباعبدالله)... بندهی عشقم و از هر دو جهان آزادم چون به اربابم اباعبدالله دل دادم تویی ماه تمام من تویی نور کلام من تو حسابی، تو میزانی تویی ملاک مسلمانی تو جهان منی پس نفسی با که نشینم به تو دل دادم و خواهم که فقط روی تو بینم غم دل با که بگویم؟ که به غیر از تو بجویم؟ سر کوی تو نشستم، تو ربودی دل و دینم نور اباعبدالله، شور اباعبدالله یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ماه اباعبدالله، شاه اباعبدالله یا اباعبدالله، یا اباعبدالله (یا اباعبدالله، یا اباعبدالله)... **** همیشه صبح و شبم غرق صحبت حسن است که زنده روح من از این محبّتِ حسن است اگر که بیحسنم سمت دوزخم ببَرید کلید جنّت من در رضایت حسن است به زیر منّت دنیا نمیروم هرگز همیشه گردن من زیر منّت حسن است مسیح اگر که دَمَش مُرده میکند زنده زِ گریه بهر حسین و عنایت حسن است سکوت کردنِ او عین جنگ رُو در روست که صلح نقطهی عطف ولایت حسن است هنوز حک شده بر لوح سینهی تاریخ جمل نشانهی خشم شجاعت حسن است کجا رَوی تو برادر، سخن به حق بشنو حسین گفتنِ ما تحت دولت حسن است اَمیری حسن وَ نِعمَ الاَمیری...
هنوز نظری ثبت نشده