غوغایی در میدان بود، در گهواره نماندی
سیدمهدی میردامادپسندیدن6
بازدید4.3K
غوغایی در میدان بود، در گهواره نماندی ای حیدر شش ماهه، آخر خود را رساندی تو با لبهای خشکت، تو با اشک زلالت یاری کردی پدر را، شیرِ مادر حلالت پستی دشمن رسوا شد با تو نهضت بابا امضا شد با تو میخوانم هر شب با چشم گریان سلام علی شهید العطشان (سالار زینب)4 *** ماه محرّم آمد، دلها شد عاشورایی مثل شهیدان باشیم، سر تا پا کربلایی عهد میبندیم از این پس، رنگ دنیا نگیریم عاشورایی بمانیم، عاشورایی بمیریم میخوانم هر شب با چشمِ گریان سلام علی شهید العطشان (سالار زینب)4 *** این طایفه ندارد، پیر و جوان و کودک گرههای بزرگی، وا کرد این دستِ کوچک بندِ قنداقه تو، حبل الامتین ما شد با تو باب الحوائج، حاجات ما روا شد قربان دست گره گشایت ما را بخوان باز به کربلایت (سالار زینب)4 ***