غم گرفته دلمو
حسین ایزدخواهپسندیدن69
بازدید5.4K
غم گرفته دلمو کوفه میگیره حسین جان همهی حاصلمو سرده خاکش چقده حال و روزمو تو محملم نگاه کن چه بَده وای حسین، وای حسین... میبینم اون روزو برادر که میری و برنمیگردی حال منو ببین عزیزم زینبو بیقرار کردی حیفه علیِاکبرم حیفه علیِاصغرم میکُشن عباسمو جلوی چشمای تَرَم عزیزِدلم، برگردیم حسین... میرم اسارت حسین با هَتک حُرمت حسین نمیبینن روز خوش مُخَدّراتت حسین عزیزِدلم، برگردیم حسین... خیال نکن که حتی یه لحظه پشیمونم تا آخرِ راهو کنار تو میمونم اگه گفتم بیا برگردیم فقط واسه همین شیرخوارهست اگه گفتم بیا برگردیم برای غارت گوشوارهست من که میدونم آخرش دستای خواهرتو میبندن من که میدونم آخرش به اشک خواهر تو میخندن امّا تو در عوض کنارمی حتی اگه رو نیزه باشی **** رأس تو میرود بالای نیزهها من زار میزنم در پای نیزهها آه ای ستارهی دنبالهدارِ من زخمیترین سرِ نیزهسوار من ای بیکفن چه با این پارهتن کنم؟ با چادرم تو را باید کفن کنم بعد از دقایقی دیدم که پیکرت در خون فتاده و بر نیزهها سرت