غم مارا دوا نمیآید
حاج منصور ارضیپسندیدن12
بازدید4.3K
غم ما را دوا نمیآید خبر از آشنا، نمیآید روزها مثل باد رفت و ولی صاحب جمعهها، نمیآید شهریاری که از کرم باشد همنشین گدا، نمیآید (موقع الرحیلمان آمد) ۲ وصل شاید به ما نمیآید مرگ نزدیک گشته، میترسم خوف من را رجا نمیآید به درازا کشیده شام فراق صبح وصل شما نمیآید ما پیام فراق را دادیم گرچه باد صبا نمیآید میزنم لاف انتظار ولی او که با ادعا، نمیآید (نکند تحبسالدعا شدهام هر چه کردم دعا، نمیآید)۲ به گمانم فقط زبانی بود هر چه گفتم بیا، نمیآید گره خوردم به پنجره فولاد خبری از شفا نمیآید اربعینها گذشت و آن که نمود روزیام کربلا و نمیآید کربلا گفتم و دلم پر زد حالم از گریه، جا نمی آید بین گودال، جدتان فرمود منتقم پس چرا نمیآید آی لشکر، کمی سکوت کنید از گلویم صدا نمیآید تشنهام آنکه از جفا ببرد سر من از قفا نمیآید ناگهان عرش، بی قرینه شکست شمر آمد به روی سینه نشست