غم غریبی زد شرر به پیکرم وای
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن3
بازدید1.3K
غم غریبیت زد شَرَر به پیکرم وای زینب نبینه اشک تو، برادرم وای لب باز کن از من جون بخواه خدا میدونه حاضرم ای کاش میشد خودم برای تو میدون برم حسین غریب مادر... نبینم ای کاش خسته از غمها بشی وای مگر که من مُرده باشم تنها بشی وای منی که از آغاز عمر بودم گرفتارت حسین جون میدم آخر از غمِ دو چشمِ غمبارت حسین حسین غریب مادر... دارو ندار من همین دو بچمه وای شرمندهاَم که واسه تو خیلی کمه وای کفن به تن، حلقه به گوش به سوی میدون راهین شبیه زینب این دوتا یه عمره ثاراللهین حسین غریب مادر... قربونیها رو کن قبول از خواهرت وای اگر که ریز ریزم بشن فدا سرت وای دوباره بیکَس دیدمت بارونی شد چشمِ تَرَم نیومدم پیشت داداش چون از تو شرمندهترم حسین غریب مادر...