غصّه نخور اگه لکنت زبون گرفتم
حاج اسلام میرزاییپسندیدن16
بازدید3K
غصّه نخور اگه لُکنت زبون گرفتم حالا که جون گرفتم (با دیدن سر تو)۲ دنیا به کاممه، حتی باشه یه لحظه چون آرامش محضه (بوسیدن سر تو)2 رفتی و بردی دلم رو به همرات با گریه کردم رو نیزه تماشات (میسوزم از داغ خشکی لبهات)2 چه سرزده شدی تو مهمون رقیه ببخش اگه موهام پریشونه و نامرتب (دوستت دارم منم به اندازهی عمّه زینب)2 بابا حسین، بابا حسین، مَنِ الَّذی أَيتَمَنی...